اختلالات خلقی‌ دوقطبی بای پولار | United Colors Of Bipolars

اختلال دوقطبی


پیشرفته

 

در DSM-5  اختلال دو قطبی و اختلالات مرتبط از اختلالات افسردگی جدا شده اند و برای شناساندن جایگاه واسطه ای آنها در بین طیف اسکیزوفرنی و اختلالات افسردگی از دید علامت شناسی , سابقه ی خانوادگی و ژنتیک, این فصل در بین فصول اختلالات فوق گنجانده شده است.تشخیص هایی که در این فصل گنجانده شده اند عبارت اند از اختلالات دو قطبی  I, اختلال دو قطبی II , اختلال خلق ادواری (سیکلوتایمی), اختلال دوقطبی و اختلالات مرتبط ناشی از دارو/مواد, اختلال دو قطبی و اختلالات ناشی از یک بیماری طبی دیگر, سایر اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط مشخص و اختلال دو قطبی و اختلالات مرتبط نامعین.

ملاک های تشخیص اختلال دو قطبی I معرف برداشتی نوین از اختلال افسردگی – مانیک یا روان پریشی خلقی است که در قرن نوزدهم شرح داده شده بود. تفاوت عمده ایجاد شده با شرح کلاسیک اختلال دو قطبی در این موضوع است که نه روان پریشی و نه بروز یک دوره افسردگی اساسی در طول عمر برای تشخیص دو قطبی ضروری نیست.البته اکثریت عمده افرادی که علایم شان ملاک های تشخیصی سندروم دوره مانیک را برآورده می کند در طول بیماریشان دچار حملات افسردگی اساسی نیز میشوند.

برای تشخیص گذاری اختلال دو قطبی II وجود حداقل یک دوره افسردگی اساسی و حداقل یک دوره هیپومانی ضرورت دارد.این اختلال دیگر به عنوان شکل خفیف اختلال دو قطبی محسوب نمیشود زیرا مدت زمانی که این افراد دچار افسردگی هستند طولانی بوده و نوسانات خلقی که در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی دیده میشود سبب افت شدید کارکرد شغلی و اجتماعی آنان می شود.

تشخیص اختلال خلق ادواری در بزرگسالانی گذاشته می شود که حداقل دو سال( در کودکان یک سال کامل) دوره های افسردگی و هیپومانی داشته اند و هیچگاه ملاک های تشخیصی یک دوره مانیا , هیپومانیا یا افسردگی اساسی را کامل نکرده اند. تعداد زیادی از موادی که سو مصرف می شوند. برخی از دارو های تجویزی و چندین بیماری طبی می توانند حالتی شبه مانیا ایجاد نمایند. این حالت را اختلال دوقطبی و اختلالات مرتبط ناشی از دارو/ مواد و دوقطبی و اختلالات مرتبط ناشی از یک بیماری طبی دیگر می نامند.

آگاهی از این نکته که افراد بسیاری , به خصوص کودکان و به میزان کمتر نوجوانان, دچار حملات شبه دو قطبی میشوند که فاقد ملاک های تشخیصی اختلال دو قطبی I , دوقطبی II یا خلق ادواری است, در طبقه ی تشخیصی سایر اختلالات معین دو قطبی و اختلالات مرتبط بازتاب یافته است.به علاوه ملاک های خاصی برای اختلالی که به صورت حملات کوتاه مدت هیپومانیا بروز میکند در بخش ۳ ارائه شده است به این امید که مطالعات بیشتری در مورد این اختلال صورت بگیرد.

اختلال دو قطبی I

Bipolar I Disorder

ملاک های تشخیصی

 

برای تشخیص اختلال دوقطبی I باید ملاک هایئ زیر برای دوره ی مانیا احراز شود. امکان بروز حملات افسردگی اساسی یا هیپومانیا قبل یا بعد از حملات مانیا وجود دارد.

دوره مانیا

  1. طی دوره مشخصی که حداقل یک هفته طول بکشد, خلق به شکلی غیر طبیعی و مداوم بالا , گشاده یا تحریک پذیر باشد و فعالیت هدفمند یا انرژی فرد به شکلی ناهنجار و مداوم افزایش یابد و این حالات در اکثر اوقات شبانه روز و تقریبا” در تمام روزها دیده می شود (در صورت لزوم بستری شدن فرد , مدت اختلال اهمیت نخواهد داشت)
  1. افزایش اعتماد به نفس یا خودبزرگ بینی.
  2. کاهش نیاز به خواب (مثلا” فقط پس از سه ساعت خوابیدن احساس شادابی و رفع خستگی می کند)
  3. پرحرفی بیش از حدمعمول یا احساس فشار برای حرف زدن
  4. پرش افکار یا تجربه ذهنی سبقت افکار از یکدیگر
  5. حواس پرتی (یعنی توجه فرد به راحتی به طرف محرک های خارجی بی اهمیت و نامربوط جلب میشود) که یا خود فرد اذعان دارد یا مشاهده می شود.
  6. افزایش فعالیت های معطوف به هدف (اجتماعی , شغلی و تحصیلی یا جنسی) یا سراسیمگی روانی حرکتی (فعالیت های بدون هدف و نامعین)
  7. اشتغال مفرط به فعالیت هایی که می تواند پیامد های دردناک زیادی برای فرد ایجاد کنند (مانند ولخرجی بی حد و حصر , بی مبالاتی جنسی یا سرمایه گذاری های تجاری احمقانه)
  8. اختلال خلق آنقدر شدید هست که موجب افت بارز کارکرد اجتماعی یا شغلی فرد و یا ضرورت بستری شدن فرد برای پیشگیری از آسیب به خود یا دیگران گردد و یا همراه ویژگی های روان پریشی است.
  9. دوره بیماری ناشی از اثرات فیزیولوژیک یک ماده ( مثلا” یک دارو , ماده سو مصرفی , سایر درمان ها) یا یک بیماری طبی دیگر نیست.

نکته: یک دوره ی کامل مانیا که در حین درمان ضد افسردگی (مانند داروها یا درمان با شوک الکتریکی) بروز می کند ولی به شکل سندرم کامل در حدی بیش از اثرات فیزیولوژیک درمان فوق ادامه میابد , شواهد کافی برای یک دوره مانیا و تشخیص اختلال دوقطبی I را فراهم می کند.

نکته: ملاک های A-D تشکیل دهنده ی دوره ی مانیا است. برای تشخیص اختلال دو قطبی I حداقل یک دوره ی مانیا در طول عمر ضروری است.

دوره ی هیپو مانیا

  1. طی دوره ی مشخصی که حداقل چهار روزطول بکشد , خلق به شکلی غیر طبیعی و مداوم بالا , گشاده یا تحریک پذیر باشد و فعالیت هدفمند یا انرژی فرد به شکلی ناهنجار و مداوم افزایش یابد و این حالات در اکثر اوقات شبانه روز و نقریبا” در تمام روزها دیده شود.
  1. افزایش اعتماد به نفس یا خودبزرگ بینی
  2. کاهش نیاز به خواب ( مثلا” احساس رفع خستگی و راحتی فقط از پس از سه ساعت خواب)
  3. پرحرفی بیشتر از حد معمول یا احساس فشار برای حرف زدن
  4. پرش افکار یا تجربه ی ذهنی پیش سبقت افکار از یکدیگر
  5. حواس پرتی ( یعنی توجه فرد به راحتی به طرف محرک های خارجی بی اهمیت یا نامربوط جلب می شود) که یا خود فرد اذعان دارد یا توسط دیگران مشاهده می شود.
  6. افزایش فعالیت های معطوف به هدف (اجتماعی , تحصیلی و شغلی یا جنسی) یا سراسیمگی روانی – حرکتی
  7. اشتغال مفرط به فعالیت هایی که میتوانند پیامدهای دردناک زیادی برای فرد به وجود آورند (مانند ولخرجی بی حد و حصر , بی مبالاتی جنسی یا سرمایه گذاری های تجاری احمقانه)
  8. دورهی بیماری سبب تغییرات مشخصی در کارکرد فرد می شودکه قبل از بروز آن در ویژگی های شخصیتی وی دیده نمی شده است.
  9. اختلال خلقی و تغییر کارکرد فرد را دیگران تایید میکنند.
  10. دوره ی بیماری آنقدر شدید نیست که باعث افت قابل توجه کارکرد اجتماعی یا شغلی فرد شود یا نیازی به بستری کردن وی داشته باشد.اگر ویژگی های روان پریشی وجود داشته باشند این دوره قطعا” مانیا محسوب میشود.
  11. دوره ی بیماری ناشی از اثرات فیزیولوژیک یک ماده ( مانند ماده ی سوءمصرفی , یک دارو , سایر درمان ها) نیست.

نکته: یک دوره ی کامل هیپومانی که در حین درمانضدافسردگی ( مثلا” با دارو یا درمان با شوک الکتریکی) بروز میکند ولی فراتر از اثرات فیزیولوژیک درمان فوق و به شکل سندرم کامل ادامه میابد , شواهد کافی برای تشخیص یک دوره ی هیپومانی فراهم می کند. ولی به هر حال رعایت جوانب احتیاط ضروری است و یک یا دو علامت (به خصوص تشدید تحریک پذیری , بی صبری , یا سراسیمگی به دنبال مصرف داروی ضدافسردگی) نه برای تشخیص دوره ی هیپومانیا کفایت می کند و نه لزوما” به معنی مزاج دوقطبی است.

نکته: ملاک های A-F در مجموع  یک دوره ی هیپومانیا را تشکیل می دهند. حملات هیپومانیا در اختلال دو قطبی I شایع هستند ولی برای تشخیص اختلال دو قطبی I ضرورتی ندارند.

دوره ی افسردگی اساسی

  1. حداقل پنج مورد از علایم زیر در طی یک دوره ی دو هفته ای دیده می شوند و سبب تغییر عملکرد قبلی فرد میگردند. حداقل یکی از علایم موجود باید یا (۱) خلق افسرده و یا (۲) از دست دادن علاقه یا لذت باشد.

نکته: علایمی که مشخصا” مربوط به یک بیماری طبی دیگر هستند محسوب ننمایید.

  1. خلق افسرده در اکثر اوقات شبانه روز و تقریبا” تمام روزها که یا خود فرد اذعان دارد ( مانند احساس اندوه و تهی بودن یا نومیدی) یا دیگران مشاهده می کنند ( مثلا” گریان به نظر می رسد) (توجه: در کودکان و نوجوانان , خلق می تواند تحریک پذیر باشد)
  2. کاهش بارز علائق یا لذات برای تمام یا تقریبا” تمامی فعالیت ها در اکثر ساعات روز و تقریبا” تمام روزها ( بر اساس اذعان خود فرد یا مشاهده دیگران)
  3. کاهش وزن قابل ملاحظه ( بدون رژیم غذایی) یا افزایش وزن (مثلا” تغییر بیشتر از ۵% وزن بدن در عرض یک ماه) یا کاهش یا افزایش اشتها تقریبا” در تمام روزها (توجه: در کودکان عدم دستیابی به وزن مورد انتظار)و
  4. بی خوابی یا پرخوابی تقریبا” در تمام روزها.
  5. سرآسیمگی یا کندی روانی حرکتی در تقریبا” تمام روزها (بر اساس مشاهده ی دیگران , احساس ذهنی بی قراری یا کند شدن توسط خود فرد به تنهایی کافی نیست).
  6. خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا” در تمام روزها.
  7. احساس بی ارزشی یا احساس گناه مفرط یا متناسب که می تواند هذیانی باشد تقریبا” در تمام روزها (منحصرا” مربوط به سرزنش خود یا احساس گناه به خاطر بیمار بودن نیست).
  8. کاهش توانایی تفکر یا متمرکز , یا بی تصمیمی , تقریبا” در تمام روزها (چه طبق گزارش خود فرد و چه بر اساس مشاهده ی دیگران)
  9. افکار عود کننده درباره مرگ (نه فقط ترس از مردن) , افکار مکرر خودکشی بدون نقشه ی خاصی , اقدام به خودکشی یا داشتن یک نقشه ای معین برای انجام خودکشی.
  1. دوره ی بیماری در اثر عوارض فیزیولوژیک یک ماده یا یک بیماری طبی دیگر ایجاد نشده است.

نکته: ملاک های A-C  یک دوره ی افسردگی اساسی را تشکیل می دهند. دوره های افسردگی اساسی در اختلال دوقطبی I شایع هستند ولی برای تشخیص اختلال دو قطبی I ضروری نیستند.

نکته: واکنش هایی که در پاسخ به یک فقدان با اهمیت(مانند سوگواری , ورشکستگی مالی , مصائب ناشی از بلایای طبیعی و یک بیماری با کم توانی شدید) بروز می کند می تواند واجد احساس اندوه شدید , نشخوار ذهنی راجع به فقدان به وجود آمده , بی خوابی , کاهش اشتها , و کاهش وزن ذکر شده در ملاک A باشد و شبیه یک حمله ی افسردگی به نظر برسد. با این حال بروز این گونه علایم قابل درک است و می توان آنها را متناسب با فقدان مذکور دانست. البته بروز همزمان یک دوره ی افسردگی اساسی همراه واکنش طبیعی به این گونه فقدان های مهم را نباید از ذهن دور نگه داشت. در این موارد تصمیم گیری باید بر اساس شرح حال فرد و هنجارهای فرهنگی ابراز احساس ناراحتی ناشی از فقدان حاضر و با توجه به قضاوت بالینی بالینگر صورت گیرد.

 

 

 

 

اختلال دو قطبی I دوره فعلی یا آخرین دوره مانیا دوره فعلی یا آخرین دوره هیپومانیا* دوره فعلی یا آخرین دوره افسردگی دوره فعلی یا آخرین دوره نامعین**
خفیف F31/11))41/296 به کار نمی رود (F31/31)51/296 به کار نمی رود
متوسط (F31/12)42/296 به کار نمی رود (F31/32)52/296 به کار نمی رود
شدید (F31/13)43/296 به کار نمی رود (F31/4)53/296 به کار نمی رود
با ویژگی های روانپریشی*** (F31/2)44/296 به کار نمی رود (F31/5)54/296 به کار نمی رود
در فروکش نسبی (F31/73)45/296 (F31/74)45/296 (F31/75)55/296 به کار نمی رود
در فروکش کامل (F31/74)/46296 (F31/74)46/296 (F31/76)56/296 به کار نمی رود
نامعین (F31/9)40/296 (F319)40/296 (F31/9)50/296 به کار نمی رود

 

*مشخصه های شدت و علایم روان پریشی به کار نمی روند.کد (F31/0)41/296 در مواردی که در فروکش نیستند استفاده میشود.

** مشخصه های شدت , علایم روان پریشی و فروکش به کار نمی روند. کد (F31/9)7/296.

*** اگر ویژگی های روان پریشی وجود دارند « مشخصه ی همراه ویژگی های روان پریشی» را بدون در نظر گرفتن شدت بیماری استفاده نمایید.

در هنگام ثبت یک تشخیص عبارات لازم باید به ترتیب زیر ذکر شوند: اختلال دوقطبی , نوع حمل فعلی یا آخرین دوره ی بیماری , مشخصه های شدت/روان پریشی/ فروکش و به دنبال آن هر تعداد مشخصه ای که در دوره ی جاری یا آخرین دوره ی بیماری کاربرد دارد بدون استفاده از هرگونه کد.

مشخص کنید:

همراه ناراحتی های اضطرابی

همراه ویژگی های مختلط

همراه تند چرخی

همراه ویژگی های ملانکولیک

همراه ویژگی های آتیپیک

همراه علایم روان پریشی هماهنگ با خلق

همراه علایم روان پریشی ناهماهنگ با خلق

همراه کاتاتونی

نکته کدگذاری: از کد اضافه (F06/1)89/293 استفاده نمایید.

با شروع پس از زایمان

با الگوی فصلی

 

  1. ملاک های تشخیص حداقل یک دوره مانیا وجود داشته باشد (ملاک های A-D ذکر شده دوره ی مانیا در بالا)

روندهای ثبت و کدگذاری

کد تشخیص اختلال دوقطبیI بر اساس نوع دوره ی فعلی یا آخرین دوره ی بیماری و وضعیت کلی آن با در نظر گرفتن شدت فعلی بیماری , وجود ویژگی های روان پریشی و میزان بهبودی تعیین می شود. شدت فعلی بیماری و ویژگی های روان پریشی فقط در مواردی به کار گرفته می شوند که در حال حاضر ملاک های یک دوره ی افسردگی اساسی یا مانیا به طور کامل وجود داشته باشد. مشخصه های فروکش فقط در مواردی به کار می روند که در حاضر ملاک های کامل دوره ی افسردگی اساسی , مانیا یا هیپومانیا وجود نداشته باشند. کدهای جدول بالا را استفاده نمایید.

ویژگی های تشخیصی

ویژگی اصلی دوره مانیا وجود دوره ای است که حداقل یک هفته ادامه دارد(یا هرچند روز در صورتی که نیاز به بستری باشد) و طی آن در اکثر ساعات شبانه روز و تقریبا” تمام روز ها خلق فرد به شکلی ناهنجار و مداوم بالا , گشادخ (منبسط) یا تحریک پذیر است و انرژی یا فعالیت های فرد نیز به شکلی مداوم افزایش یافته است و حداقل سه علامت از علایم ذکر شده در ملاک B همراه آن دیده می شود.اگر به جای خلق بالا یا منبسط فقط خلق تحریک پذیر وجود داشته باشد باید حداقل چهار علامت از ملاک B وجود داشته باشد.

توصیفی که اغلب افراد مانیک از خلق خود ارائه می دهند «سرخوشی , گشاده رویی مفرط , شنگولی و یا احساس در اوج دنیا بودن» است. در برخی از موارد کیفیت خلق فرد چنان مسری است که زیاده از حد بودن آن به آسانی قابل تشخیص است و ممکن است به صورت اشتیاق نامحدود و بدون برنامه برای تعاملات شغلی , بین فردی یا جنسی جلوه گر شود. برای مثال ممکن است بیمار در مجامع عمومی خودبخود مکالمه ی مفصلی را با افراد غریبه آغاز نماید.

اغلب خلق غالب تحریک پذیر است نه خلق بالا , به خصوص تمایلات فرد با مانع روبرو شود یا مواد مصرف کرده باشد. تغییرات سریع خلقی در دوره های کوتاه زمانی دیده می شود که بی ثباتی خلق (lability) نامیده شده است (یعنی نوسان سرخوشی , ملال و تحریک پذیری). در کودکان شادی , سادگی و حماقت در موقعیت های خاصی طبیعی تلقی می شود. با این وجود اگر این علایم فراتر از حد انتظار سطح هوشی کودک هستند و مکررا” در موقعیت های نامتناسب مشاهده می گردند می توانند ملاک تشخیص A  را کامل نمایند. اگر شادی کودک غیر عادی به نظر می رسد( یعنی با حد پایه وی تفاوت محسوسی دارد) و تغییرات خلقی در همان دوره ای که علایم ملاک B کامل هستند , دیده می شود قطعیت تشخیص افزایش می یابد. همراهی افزایش مداوم فعالیت ها یا میزان انرژی که از نظر افرادی که با کودک در ارتباط اند آشکار است با تغییرات خلقی ضروری است. در حین حملات مانیا ممکن است فرد خود را درگیر چندین پروژه ی گسترده جدید کند. معمولا” اطلاعات فرد در زمینه کاری که شروع کرده محدود است و به نظر نمی رسد نتیجه مطلوبی داشته باشد. گاهی این افزایش فعالیت در ساعات نامناسبی از شبانه روز دیده می شود.

به طور معمول عزت نفس بالا از یک اعتماد به نفس بی چون و چرا تا خودبزرگ بینی بارز بروز می کند و ممکن است به حد هذیان نیز برسد(ملاک ). فرد ممکن است علی رغم فقدان هرگونه استعداد و تجربه خاص , دست به کارهای پیچیده ای مانند نوشتن رمان بزند یا برای اختراعات غیر معمولی در پی کسب شهرت برآید. هذیان های خودبزرگ بینانه شایع هستند(مثلا” داشتن رابطه خاص با افراد معروف و برجسته).

در کودکان بیش تخمینی توانایی ها و یا اینکه مثلا” بهترین بازیکن تیم یا با هوش ترین فرد کلاس هستند امری طبیعی است. با این حال وقتب چنین باورهایی علی رغم شواهد شفاف متضاد آنها ادامه می یابد و کودک برای اثبات آنها دست به کارهای خطرناک میزند و از همه مهم تر نشان دهنده ی تغییر وی نسبت به مواقع عادی است باید پذیزفت که ملاک خودبزرگ بینی کامل شده است.

یکی از شایع ترین ویژگی های مشهود کاهش نیاز به خواب است( ملاک ) و این نکته با ای خوابی که فرد در آن تلاش می کند بخوابد و یا احساس می کند که نیاز به خواب دارد ولی نمی تواند فرق می کند. فرد نمی خوابد یا خیلی کم می خوابد و یا ممکن است چند ساعت زودتر از حد معمول از خواب بیدار می شود و احساس شادابی و توانمندی می کند. در مواردی که اختلال خواب شدید است ممکن است بیمار چند روز اصلا” نخوابد و هنوز احساس خستگی نکند. اغلب کاهش نیاز به خواب پیش درآمد بروز دوره ی مانیا است.

تکلم بیمار سریع , با فشار و بلند بوده و قطع آن دشوار است (ملاک ). فرد پیوسته صحبت می کند و توجهی به خواست دیگران برای ادامه یا قطع مکالمه نمی کند و در اکثر مواقع صحبت های وی به گونه ای مزاحم و بدون توجه به موضوع صحبت است. گاهی تکلم وی با مشخصاتی مانند لطیفه , جناس , بی ربط گویی های با مزه همراه است و به شکلی نمایشی با ادا و اصول های پر آب و تاب , آواز , ایما و اشاره های بیش از حد دیده می شود.

اغلی بلند صحبت کردن و فشار کلام فرد جلوه ی بیشتری از مفهوم  کلام و آنچه قصد بیانش بوده پیدا میکند. اگر خلق بیمار بیشتر تحریک پذیر است تا منبسط , گفتار وی بیشتر حاوی شکایات و نکات مخالفت جویی بار و جملات خشن است(به خصوص در مواقع تلاش برای قطع صحبت های وی).

گاهی هم ملاک A و هم ملاک B با علایم متضادی آمیخته شده اند ( یعنی افسردگی) (به مشخصه با ویژگی های مختلط صفحات ۱۵۰-۱۴۹ مراجعه کنید).

غالبا” افکار فرد آنقدر سرعت می گیرند که نمی توانند از طریق گفتار بیان شوند (ملاک ). اغلب پرش افکار بروز می کند که خود را به صورت جریان تقریبا” مداوم تکلم سریع نشان می دهد که طی آن فرد ناگهان از یک موضوع دیگر می پرد. در مواقع شدت گرفتن پرش افکار , گفتار فرد نابسامان , بی ربط و برای دیگران آزاردهنده می شود. گاهی افکار از چنان ازدحامی برخوردارند که صحبت کردن برای وی مشکل میشود.

عدم توانایی فرد در حذف محرک های خارجی نامربوط ( مثلا” لباس های بالینگر , صداهای زمینه ای یا مکالمات دیگران , اثاثیه اتاق و…) نشانگر حواس پرتی وی است (ملاک ). حواس پرتی مذکور مانع برقراری یک مکالمه ی منطقی و توجه به دستورالعمل ها می شود.

افزایش فعالیت های هدفمند اغلب به صورت برنامه ریزی و شرکت بیش از حد در فعالیت های مختلف مانند فعالیت های سیاسی , شغلی, جنسی یا مذهبی بروز می کند.افزایش میل , تخیلات و رفتار های جنسی اغلب دیده می شود. در طی دوره مانیا معاشرت اجتماعی فرد افزایش می یابد (مثلا” تجدید ملاقات آشنایان قدیمی, تماس تلفنی با دوستان یا حتی غریبه ها) بدون اینکه به مزاحمت , ناخئشایندی و ماهیت توان فرسای این تعاملات توجه داشته باشد. بی قراری و سرآسیمگی روانی-حرکتی (یعنی فعالیت های بی هدف) به صورت قدم زدن, برقراری چندین مکالمه هم زمان بروز می کند.برخی بیماران تعداد بی شماری نامه الکترونیکی, پیام های متنی و امثالهم با موضوعات بسیار متفاوت به دوستان , اشخاص مشهور یا رسانه های ارتباط جمعی می فرستند.

در کودکان اثبات ملاک تشخیصی افزایش فعالیت ها کار دشواری است , با این وجود وقتی کودکی همزمان به کارهای زیادی می پردازد , کارهای پیچیده ای را می کند یا طرح های غیر واقع گرایانه ای برای کیرهایش ارائه میدهد , مشغولیات ذهنی جنسی نامتناسب با سنش پیدا میکند در حالیکه قبلا” چنین اشتغال خاطری نداشته است(ربطی به مورد سواستفاده جنسی قرار گرفتن یا دیدن صحنه های آشکار جنسی ندارد) میتوان بر اساس قضاوت بالینی ملاک B را کامل در نظر گرفت. تعیین موارد زیر ضروری است: اینکه آیا رفتار کودک نشان دهنده ی افزایش ـن نسبت به حالت همیشگی وی است , در اکثر اوقات روز و تقریبا” در تمام روزهایی که برای دوره ی زمانی تشخیص بیماری ضروری است دیده می شود یا خیر و تعیین همزمانی این تغییرات با سایر علایم مانیا.

خلق منبسط, خوش بینی مفرط , خودبزرگ بینی و قضاوت مختل در اکثر مواقع موجب انجام بی پروای کارهایی مانند ولخرجی بی حساب, بخشش دارایی ها, رانندگی بی ملاحظه , سرمایه گذاری های تجاری احمقانه و بی اند و باری جنسی می شود که در حالت عادی انجام نمیداده است , هرچند این اعمال پیامد های مصیبت باری برای وی به جا گذاشته باشند (ملاک ). گاهی فرد بدون اینکه پول کافی داشته باشد اجناس غیر ضروری زیادی می خرد که در برخی موارد پس از خرید آنها را دور می ریزد. رفتارهای جنسی می تواند شامل خیانت(به همسر) یا همخوابگی بی قید و بند با افراد ناشناس باشد که اغلب موجب افزایش ابتلا به بیماری های مقاربتی یا عواقب بین فردی می شود.

دوره ی مانیا باید سبب افت بارز کارکرد اجتماعی یا شغلی فرد گردد یا برای جلوگیری از آسیب به خود یا دیگران بستری کردن فرد ضروری باشد (مانند ضررهای مالی , کارهای غیر قانونی, از دست دادن شغل , رفتار های آسیب به خود). طبق تعریف وجود ویژگی های روان پریشی برای برآورده شدن ملاک C مانیا نیز کفایت میکند.

سندرم ها یا علایم مانیا که ناشی از اثرات فیزیولوژیک یک ماده سوءمصرفی (مثلا” در زمینه ی مصمومیت با کوکائین یا آمفتامین) , عوارض جانبی یک دارو یا یک درمان (مثلا” استروئید ها , ال-دوپا , دارو های ضدافسردگی , محرک ها) یا یک بیماری طبی دیگر هستند به عنوان اختلال دو قطبی I در نظر گرفته نمی شوند.با این وجود سندرم کامل دوره مانیا که در حین درمان بروز می کند (مانند دارودرمانی, درمان با شوک الکتریکی , نور درمانی) ولی فراتر از اثرات فیزیولوژیک عامل مسبب ادامه می یابد ( یعنی پس از قطع کامل درمان فوق یا رفع اثرات مورد انتظار از درمان با شوک الکتریکی {ECT}) مدرکی کافی برای تشخیص دوره مانیا محسوب می شود (ملاک D).

دقت داشته باشید که وجود یک یا دو علامت ( به ویژه افزایش تحریک پذیری , بی صبری یا سرآسیمگی که به دنبال مصرف داروهای ضد افسردگی ایجاد می شوند) نه برای تشخیص یک دوره ی مانیا یا هیپومانیا کافی هستند و نه الزاما” نشانگر استعداد ابتلا به اختلال دوقطبی محسوب می شوند. برای تشخیص اختلال دو قطبی I وجود یک دوره ی مانیای کامل الزامی است , ولی وجود حملات هیپومانی یا افسردگی ضرورتی ندارد. با این حال این دوره ها اکثرا” قبل و یا بعد از دوره ی مانیا دیده می شوند. شروع کامل ویژگی های تشخیصی یک دوره هیپومانیا در متن مربوط به اختلال دو قطبی II و ویژگی های دوره ی افسردگی اساسی در متن مربوط به اختلال افسردگی اساسی موجود است.

ویژگی های همراه موید تشخیص

در حین دوره مانیا , اغلب افراد خود را بیمار و نیازمند درمان می دانند و با جدیت در مقابل تلاش برای درمان مقاومت می ورزند. گاهی پوشش و آرایش و ظاهر شخصی خود را تغییر می دهند تا از نظر جنسی جذاب تر به نظر برسند یا خیلی زرق و برق دار جلوه نمایند. برخی از آنان احساس می کنند حس بویایی , شنوایی یا بینایی قوی تری پیدا کرده اند. رفتار های ضد اجتماعی و قمار بازی در مانیا افزایش می یابد. ستیزه جویی در برخی بیماران لفزایش می یابد و دیگران را به صورت فیزیکی تهدید می کنند و اگر هذیانی شوند ممکن است تهاجم فیزیکی داشته باشند یا اقدام به خود کشی نمایند. پیامدهای مصیبت بار یک دوره ی مانیا( مانند بستری شدن اجباری, مشکلات قانونی, مشکلات جدی مالی) اغلب ناشی از بینش و قضاوت ضعیف و پرتحرکی است.

خلق ممکن است به سرعت تغییر کرده و به خشم یا افسردگی تبدیل شود. علایم افسردگی می تواند در حین دوره ی مانیا بروز نماید و در صورت وجود از چند لحظه , چند ساعت تا به ندرت چند روز ادامه می یابد (به مشخصه «همراه ویژگی های مختلط» صفحات ۱۵۰-۱۴۹ مراجعه نمایید).

شیوع

شیوع ۱۲ ماهه اختلال دو قطبی I در کشورهای قاره آمریکا بر اساس آنچه DSM-IV تعیین کرده حدود ۰٫۶% تخمین زده می شود. شیوع ۱۲ ماهه اختلال دوقطبی I در یازده کشور از ۰٫۰% تا ۰٫۶% بوده است. نسبت شیوع طول عمر مرد به زن حدود ۱٫۱ به ۱ است.

بروز و سیر

سن متوسط بروز اولین دوره ی مانیا , هیپومانیا یا افسردگی اساسی در اختلال دوقطبی I حدود ۱۸ سالگی است. برای تشخیص گذاری در کودکان باید ملاحظات خاصی را در نظر گرفت. از آنجا که کودکان با سن تقویمی یکسان ممکن است در سنین رشدی متفاوتی باشند , تعیین دقیق «هنجار» یا «موردانتظار» در هر نقطه ی زمانی خاص مشکل است. لذا هر کودکی را باید بر اساس پایه و آستانه ی قبلی خودش قضاوت نمود. امکان شروع بیماری در تمام طول عمر وجود دارد حتی گاهی اولین حملات پس از دهه ۶۰ یا ۷۰ عمر ملاحظه می شود. بروز علایم مانیا(مانند بی پروایی اجتماعی یا جنسی) در اواخر میانسالی یا اواخر عمر باید احتمال وجود بیماری های طبی( مانند اختلال شناختی عصبی لوب پیشانی-گیجگاهی) یا مصرف یا محرومیت مواد را به ذهن متبادر نماید.

بیش از ۹۰% کسانی که دچار نخستین دوره ی مانیا می شوند بعدا” حملات بیشتری را تجربه میکنند. حدود ۶۰% حملات مانیا بلافاصله قبل از یک دوره ِ افسردگی اساسی بروز می کنند. بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی I که چندین دوره ی خلقی (حداقل چهار) را در یک سالتجربه می کنند (افسردگی , مانیا یا هیپومانیا) با مشخصه ی «همراه تند چرخی»  تعریف می شوند.

عوامل خطر ساز و عوامل مربوط به پیش آگهی

محیطی: اختلال دو قطبی I در کشورهای ثروتمند از کشور فقیر شایع تر است (۱٫۴% در برابر ۰٫۷%). افراد جدا شده , طلاق گرفته یا بیوه از کسانی که متاهل هستند یا هرگز ازدواج نکرده اند بیشتر دچار اختلال دوقطبی I می شوند ولی جهت این ارتباط مشخث نیست (اینکه کدام علت و کدام معلول است-مترجم)

ژنتیک و فیزیولوژیک: تاریخچه ی خانوادگی اختلال دو قطبی یکی از قوی ترین و ثابت ترین عوامل خطر ابتلا به اختلال دو قطبی است.احتمال بروز اختلال دوقطبی در بستگان بزرگسال کسانی که دچار اختلال دوقطبی I یا   II هستند حدود ۱۰ برابر جمعیت عادی است. هرچه نسبت فامیلی نزدیک تر باشد احتمال خطر افزایش بیشتری می یابد. اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنیا احتمالا” منشاء ژنتیک مشترکی دارند , این نکته در بروز خانوادگی اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنیا در اعضای مختلف یک خانواده مشهود است.

عوامل تغییر دهنده سیر بیماری: پس از اینکه فرد دچار یک دوره ی مانیا با ویژگی های روان پریشی شد , احتمال بروز علایم روان پریشی با حملات بعدی افزایش می یابد. بهبودی ناقص بین حملات در مواردی که دوره ی جاری همراه ویژگی های روان پریشی ناهماهنگ با خلق است بیشتر دیده می شود.

مسائل تشخیصی مرتبط با فرهنگ

دربارهی تفاوت های فرهنگی اختصاصی در تظاهر اختلال دوقطبی I اطلاعات چندانی در دسترس نیست. یک توضیح احتمالی این قضیه ممکن است این باشد که ابزار های تشخیصی اغلب بدون اعتبار سنجی بین فرهنگی ترجمه و در فرهنگ های مختلف اجرا می شوند. در یک تحقیق انجام شده در آمریکا شیوع ۱۲ ماهه اختلال دوقطبی I در نژاد آفریقایی-کارائیبی به میزان چشمگیری کمتر از سفیدپوستان یا آفریقایی-آمریکایی ها بود.

مسائل تشخیصی مرتبط با جنسیت

حملات مختلط و تند چرخی در زن ها شایع تر است و الگوی هم ابتلایی زن ها با مردها فرق می کند. مثلا” احتمال بروز اختلالات خوردن در زن ها بیشتر است. زنان مبتلا به اختلال دو قطبی I یا II بیشتر دچار علایم افسردگی می شوند. در ضمن احتمال استفاده الکل در زنان مبتلا بیشتر از مردان است و احتمال ابتلا به اختلال مصرف الکل در زنان مبتلا از سایر زنان جمعیت عادی جامعه نیز بیشتر است.

خطر خودکشی

احتمال خودکشی در فرد مبتلا به اختلال دوقطبی حداقل ۱۵ برابر جمعیت عادی تخمین زده می شود. در واقع, اختلال دوقطبی علت یک چهارم تمام موارد خودکشی موفق است و سابقه ی قبلی اقدام به خودکشی و نسبت روزهایی از سال گذشته که فرد افسرده بوده است مهم ترین عوامل خطر برای اقدام به خودکشی محسوب می شود.

پیامدهای کارکردی اختلال دوقطبی I

گرچه بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دو قطبی در بین حملات , کارکرد کامل قبل از بیماری خود را باز می یابند ولی حدود ۳۰% آنان افت قابل توجهی را در کارکرد شغلی تجربه می کنند. بهبود کارکردی کندتر از بهبود علایم صورت می گیرد(به خصوص در رابطه با کارکرد شغلی) و همین امر موجب پایین آمدن سطح اجتماعی-اقتصادی فرد علی رغم داشتن سطح تحصیلی مساوی با همتایان خود در جمعیت عمومی می شود.افراد مبتلا به اختلال دو قطبی I در آزمون های شناختی نمرات پایین تری نسبت به افراد سالم جامعه به دست می آورند.نقایص شناختی موجود می تواند در مشکلات شغلی و بین فردی فرد تاثیر گذار باشد و در تمام طول عمر حتی در دوره های خلق طبیعی نیز ادامه داشته باشند.

 

 

منبعاختلال دو قطبی و اختلالات مرتبط Bipolar and Related Disorder

 

 

 

 

 



Comments are Closed

© 2017: United Colors Of Bipolars

Developed by iAmir

Visit Us On Facebook